معرفي كتاب «فقه الجواهر؛ المنتقي من جواهر الكلام»



سخن ناشر

امروزه باتوجه به شيوه هاي نوين آموزشي، ضرورت تحول در تدوين و تأليف كتب درسي بيشتر احساس مي شود. اين مهم در نظام آموزشي حوزه هاي علميه ضرورتي دوچندان مي يابد. ازاين رو، گروه فقه دانشگاه علوم اسلامي رضوي باتوجه به اهميت اين موضوع و در راستاي منويات مقام معظم رهبري(دام ظلّه) مبني بر توليد محتواي لازم براي طلاب و جلوگيري از تضييع زمان و انرژي آنان، بر آن گرديد تا براساس كتاب گران سنگ جواهر الكلام به تدوين و تنظيم مجموعه اي دست زند كه هم به عنوان كتاب فقهي متناسب با سطح يك دروس حوزوي قابل بهره وري باشد و هم با رويكردي آموزشي، متني روان و به دور از دشواري هاي متون فقهي ارائه دهد كه طلاب و دانشجوياني را كه در ابتداي مسير آشنايي با كتب فقه استدلالي اند، سودمند افتد. نتيجۀ اين تلاش مستمر كه زيرنظر فقيه دقيق و نوانديش، حضرت آيت الله العظمي سيدمحمود هاشمي شاهرودي(دام ظلّه) صورت گرفت، مجموعۀ شش جلدي «فقه الجواهر؛ المنتقي من جواهر الكلام» است كه تقديم خوانندگان گرامي مي شود. تنظيم و تحقيق اين مجموعه مرهون حمايت هاي علمي معظم له است كه با صرف وقت ارزشمند خود، در هدايت و راهنمايي محققان از بدو امر تا مراحل پاياني، بر ارزش و غناي اين مجموعه افزودند. همچنين، از استادان دانشگاه علوم اسلامي رضوي كه خود از مدرسان دروس خارج و سطوح عالي حوزه مي باشند، حجج اسلام آقايان دكتر سيدمهدي احمدي نيك، دكتر محسن جهانگيري، دكتر رضا حق پناه، دكتر سيدعلي دلبري، دكتر سيدعلي سجادي زاده، دكتر سيدجعفر علوي، دكتر مصطفي فقيه اسفندياري، دكتر محمدحسن قاسمي، دكتر رحمت الله كريم زاده و دكتر علي نصرتي سپاسگزاري مي كنيم و تلاش محققانۀ آنان را در نگارش و تنظيم اين مجموعۀ گران سنگ ارج مي نهيم.

اميد است اين مجموعه، طلاب فرهيخته و دانشجويان عزيز رشته هاي مرتبط را سود بخشد و درصورت مشاهدۀ هرگونه لغزش آن را يادآوري كنند و ما را از پيشنهادها و انتقادهاي سازنده شان محروم نسازند.

با چنين رويكردي، گروه فقه دانشگاه علوم اسلامي رضوي تحت اشراف حضرت آية الله العظمي سيدمحمود هاشمي شاهرودي(دام ظلّه) تدوين كتابي جديد را با عنوان «فقه الجواهر؛ المنتقي من جواهر الكلام» برنامه ريزي كرد. در اين كتاب سعي بر آن است كه نكات مثبت كتاب «الروضة البهية» حفظ شود و امتيازات ذيل بدان افزوده شود:
  •  افزودن برخي فروعات پُركاربردتر، در مقابلِ حذف مباحثِ كم اهميت.
  •  حذف مسائل و نظريه هايي كه امروزه در ميان فقيهان جايگاهي ندارد.
  •  ارائۀ مباحث همراه با تقسيم بندي و عنوان گذاري، به منظور تسهيل در فهم.
  •  بيان ادله، متناسب با سطح فراگيران. اين ويژگي، كتاب را از سطح بيان رساله اي مسائل، خارج نموده، و آن را به كتابي نيمه استدلالي تبديل كرده است.
  •  مهم تر آنكه، كتاب پيش رو، نسبت به شرح لمعه اين مزيت مهم را دارد كه: ناظر بر 300 سال تطورِ بيشترِ مباحث فقه و آراي فقهاست. اين مزيت نيز دليل رجحان آن بر شرح لمعه است.
  • -همچنين، كتاب حاضر به دليل گزينش از جواهر الكلام، گونه اي ديگر از آن محسوب مي شود كه بيانگر نظريه هاي علمي نويسندۀ بزرگوار آن است، و مقبوليت جواهر الكلام به پذيرش عمومي كتاب حاضر نزد استادان و بزرگان كمك خواهد كرد.
  • انتخاب اين كتاب به عنوان متني درسـي، باعث پيوند و ارتباط طلبه با متون قديمي حوزه، و نيز سبب آشنايي با آراي فقهاي پيشين در طول تاريخ هزارسالۀ فقه مي گردد.

از امتيازات كتاب حاضر اين است كه محصول كار گروهي، و نظارت و ارزيابي هاي متعدد است. اين مزايا متن جديد را قابل اعتمادتر از ساير متون جايگزيني ساخته كه به وسيلۀ يك نفر نگاشته شده اند.
 

پيش درآمد

الف. اهميت فقه

دانش فقه، عهده دار تبيين مجموعه اي از احكام الهي است كه وظيفۀ رفتاري انسان را تعيين مي كند؛ رفتاري كه در ساحت هاي مختلف زندگي، از نماز و روزه گرفته تا ازدواج، قضاوت و حتي حكومت، تجلي مي يابد، و به تعبير امام راحل(ره)، «تئوري واقعي و كامل ادارۀ انسان و اجتماع از گهواره تا گور» است.

به ديگر سخن، دانش فقه، چگونگي جلب رضايت خداي تعالي و تقرب به او را در تمامي رفتارهاي انسان تبيين مي كند و اين خود نشان از اهميت و جايگاه والاي فقه دارد؛ دانشـي كه به تمام حركات و سكنات انسان، سمت و سوي مي دهد و چگونگي تعامل فرد با آن، تعالي و يا انحطاط وي را رقم مي زند. با اين همه، منابع و سرچشمه هاي اين دانش، ارزش و اهميت آن را مضاعف مي گرداند؛ چه اينكه فقه امامي به طور خاص از سرچشمه هاي زلال و جوشان وحياني، سيراب مي شود و فقيهان امامي، افزون بر ثقل اكبر از اقيانوس عظيم علم چهارده معصوم‰ نيز بهره مي برند.

از اين رو، عالمان ديني از عصر ائمۀ طاهرين‰ تاكنون به اين دانش به عنوان دانشـي مقدس، اجتناب ناپذير، گسترده، عميق و كاربردي نگريسته اند و با جديت تمام در رشد و بالندگي آن كوشيده اند. اين دانش به لطف تلاش وصف ناپذير فقيهان امامي، همواره پويا و بالنده در عرصه هاي مختلف حضور داشته و با پرداختن به فروعات گوناگون، نه تنها به نيازهاي فراوان مردم پاسخ گفته بلكه گاه، سؤالات احتمالي آيندگان را نيز پاسخ داده است. اين مسئله، چنان غنايي به فقه بخشيده است كه امروزه دانش مزبور را مي توان گنجينه اي ارزشمند و پايان ناپذير از معارف ديني در حوزۀ رفتار عملي دانست كه هر روز بر وسعت آن افزوده مي شود.

بي گمان، رشد و بالندگي هر دانش يا نهاد علمي، مرهون عوامل متعددي است كه در ميان آنها نظام آموزشـي، نقشـي غير قابل انكار دارد. مسيرهاي صعب العبور در تكامل علوم، با پي ريزي سيستم موفق آموزشــي به سهولت، قابل عبور مي شود و كيفيت و سرعت آن نيز افزايش مي يابد. موفقيت يك نظام آموزشــي نيز در گروِ دقت نظر در مؤلفه هاي متعددي است؛ مؤلفه هايي همچون استاد، فراگير، مديريت، نظام برنامه ريزي فرهنگي، آموزشــي و پژوهشـي. در اين ميان، متون درســي از مؤثرترين مؤلفه ها در كارآمدي نظام آموزشــي به شمار مي رود؛ زيرا اين متن است كه محور و چهارچوب دانش را براي انتقال تعيين مي كند. از اين رو، ژرف نگري در تدوين و انتخاب متون درسـي در تمام نظام هاي آموزشـي، ضروري است، و البته ضرورت اين مسئله در نظام آموزشــي حوزه به عنوان مؤثرترين نظام ديني - فرهنگي، مضاعف است.

با توجه به اين تأثيرگذاري، عالمان و انديشمندان ديني، همواره به دنبال تدوين يا انتخاب متني مناسب از ميان ميراث فقهي گذشتگان، براي حوزويان بوده اند. اهميت متون درسي در پيشرفت حوزويان به گونه اي است كه با گذر زمان و پيدايش متون نو و نيازهاي جديد، كتب درسـي نيز تغيير مي يافته؛ يعني تحول در متون درسـي حوزه از گذشته وجود داشته است. خارج شدن كتاب هايي درسي مانند شرح عميدى بر تهذيب علامه، معالم الدين، رياض المسائل، قوانين الاصول، الفصول و المطول، گواه روشني بر سير تحولي در متون درسـي حوزه است.

در عصر فعلي كه پيشرفت دانش در رشته هاي مختلف به ايجاد مسائل جديد منجر شده و نياز مردم به معارف ديني، هر روز بيشتر از گذشته احساس مي شود، تحول در متون حوزوي متناسب با شرايط جديد نيز ضرورت مضاعفي پيدا كرده است. توجه به اين مهم در سخنان رهبر معظم انقلاب(دام ظلّه) نيز مشاهده مي شود. عبارات ذيل نمونه اي است از سخنان معظم له دراين باره:

«تحول اجتناب‏ناپذير است. تحول، طبيعت و سنت آفرينش الهي است... يك موجودي را فرض كنيم كه تن به تحول ندهد؛ از دو حال خارج نيست: يا خواهد مرد يا منزوي خواهد شد... . تحول حتمي است، منتها تحول دو طرف دارد: تحول در جهت صحيح و درست، تحول در جهت باطل و غلط. ما بايد مديريت كنيم كه اين تحول در جهت درست انجام بگيرد. اين وظيفۀ مؤثرين در حوزه است. مديران حوزه، فضلاي حوزه، صاحب نظران حوزه بايد همتشان اين باشد. از تحول نبايد گريخت... . در شيوۀ آموزش، در شيوۀ پژوهش، در شيوۀ پذيرش، در كتاب درسـي؛ همۀ اينها تحول مي خواهد... تحول يعني به‏روز بودن، به هنگام جلو رفتن، از حوادث عقب نماندن».[1]

«اين كتاب هاي درسـي ما ابدي نيست... . اين چنين نيست كه ما خيال كنيم تحصيل حتماً از طريق اين كتاب هاست؛ نه! نگاه كنيم عيب اين كتاب ها را پيدا كنيم و يك كتاب بي عيب در اختيار بگذاريم؛ ببينيم آيا اين ترتب علمي [در اين كتاب ها] درست است يا درست نيست؟ اگر ديديم درست نيست، شكل درستش را پيدا كنيم. هيئت هايي براي نوشتن كتاب، نوشتن مطالب جديد، فقه مقارن را در حوزه باب كردن، و خلاصه، روش هاي نو را در كتاب هاي درسـي به كار گرفتن، بايد اختصاص پيدا كند».[2]

«مسئلۀ كتاب هاي درسي [حوزه] را بايد جدي گرفت. بايد كتاب هاي درسي تغيير كند. بناي بر تغيير هم بايد بر صرفه جويي در وقت طلبه باشد... . امروز در دنيا تمرين مي كنند كه مشكل ترين مطالب را به آسان ترين زبان ها بيان و فرموله كنند. رمز مي گذارند تا با گفتن يك كلمه، مخاطب، ده كلمه را بفهمد؛... بايد لَجنه اي از فضلاي بزرگ حوزۀ علميه بنشينند و يك دوره فقه - از طهارت تا ديات - به زبان ساده بنويسند كه كار «شرح لمعه» را بكند و كيفيت استدلال را نشان دهد».[3]

يكي از كتاب هايي كه قرن هاست به عنوان متني درسـي در حوزه هاي علميه نور افشاني مي كند، كتاب «الروضة البهية»، تأليف شهيد ثانيŠ است. ويژگي هاي ممتاز اين كتاب سبب شده است با گذشت چندين قرن، همچنان در بين متون درسـي حوزه، ماندگار بماند و در عصر ما حتي در دانشگاه ها به عنوان متني درسـي برگزيده شود.

موارد ذيل، برخي از برجستگي هاي اين كتاب است كه آن را در ميان كتب فقهي بسياري، ممتاز ساخته:
  • - با وجود حجمي اندك، تمام ابواب فقه را داراست.
  • - مزجي بودن كتاب مزبور با كتاب «اللمعة الدمشقية»، سبب مي شود فراگير، تقابل بين نظريه هاي فقهي را آموزش ببيند و آمادۀ مطالعۀ كتاب هاي مفصل تر گردد.
  • - ترتيب ابواب فقهي، شيوۀ نگارش به همراه ويژگي هاي ادبي آن، فراگير را آمادۀ ورود به ساير كتب فقهي متداول مي كند؛ چه اينكه كتاب هاي فقهي به جامانده از فقيهان امامي - كه هر پژوهشگر ديني ناگزير از مراجعه به آنهاست - داراي همين ترتيب، زبان و نوع نگارش است.
  • - ويژگي هاي علمي و اخلاقي نويسندگان كتاب (شهيد اول و شهيد ثاني) نيز بر اعتبار كتاب افزوده است.

با اين همه، كتاب «الروضة البهية»، به سانِ هر اثر علمي ديگر، از نقد انديشمندان و صاحب نظران مصون نمانده است و دربارۀ آن -به ويژه به عنوان متني درسـي - نقدهاي مختلفي مطرح شده است؛ نقدهايي چون:
  • - كاربردي نبودن برخي فروعات و مباحث كتاب در عصر حاضر؛ مانند عبيد و اماء و آب حمام هاي زمان گذشته.
  • - منسوخ شدن بسياري از مباحث كتاب؛ مانند مباحث منزوحات و نيز برخي آراء شهيدين.
  • - عدم ذكر ادله و مستندات لازم در برخي فروعات، يا متناسب نبودن آن با سطح فهم مخاطبان.
  • - دشواري و پيچيدگي مباحث به لحاظ نوع عبارات، و فقدان تقسيم بندي لازم در برخي موارد.

اين گونه كاستي ها سبب شده تا گروه ها و افراد متعددي در پي متني جايگزين براي «الروضة البهية» باشند. از اين رو، در سال هاي اخير، كتاب هايي با همين هدف تأليف شده است، ولي هنوز در حوزه هاي علميه هيچ يك از اين تلاش ها مقبوليت عمومي پيدا نكرده است. البته اين بدان معنا نيست كه اين كتاب نياز به جايگزين ندارد؛ چه ضرورت ترميم و ارتقاي متون درسـي، امري بديهي است و براي انجام اين مهم بايد متن هاي متعدد با كمترين نقص، با شيوه ها و سليقه هاي مختلف تدوين شود. وجود متن هاي متنوع، افزون بر اينكه مي تواند در مقبوليت بهترين آنها در حوزۀ علميه مؤثر باشد، زمينه را فراهم مي كند تا استاد بتواند با توجه به نياز مخاطبان و شرايط موجود، مناسب ترين را برگزيند و از اين طريق مسير دانش افزايي طلاب عزيز نيز هموارتر گردد.

گروه فقه دانشگاه علوم اسلامي رضوي با هدف برطرف كردن يا كاستن چنين نواقصـي، با نظارت و اشراف حضرت آية الله العظمي سيدمحمود هاشمي شاهرودي(دام ظلّه) به تدوين متني درسـي به عنوان كتابي در كنار «الروضة البهية» يا پيشنهادي براي جايگزيني آن، همت گمارد.

بدين منظور كتاب گران سنگ «جواهر الكلام» كه جايگاه والا و ممتاز آن بر هيچ فقيهي پوشيده نيست، مبناي كار قرار گرفت تا كتاب جديد از آن استخراج شود. برخي از دلايل انتخاب جواهر به عنوان متن پايه عبارت اند از:
  • - كتاب «جواهر الكلام» كه تمثل فقه جواهري است، جايگاه علمي رفيعي نزد تمامي فقهاي عظام دارد و مورد اهتمام آنان است؛ زيرا در آن، روش صحيح و سنتيِ استنباط احكام به خوبي نمايان گشته؛ از اين رو مراجعه به جواهر الكلام و حشر با آن براي طالب سبيل اجتهاد، لازم و ضروري است.
  • - گستردگي فروعات، دلايل و نظريه هاي مختلف، اين امكان را براي تدوين كنندگان ايجاد مي كند كه متناسب با سطح مخاطبان، نياز روز، و نظريه هاي فقهي معاصر، كتابي جديد تدوين كنند.
  • - كتاب «جواهر الكلام» به لحاظ گستردگي، عمق و پيچيدگي برخي مطالب، چندان مورد اقبال عموم طلبه ها قرار نمي گيرد و اين باعث مهجوريت اين كتاب ارزشمند شده است. كتاب جديد يعني كتاب «فقه الجواهر؛ المنتقي من جواهر الكلام» به دليل سادگي و اختصار، مي تواند حلقه اي براي آشنايي طلبه با كتاب اصلي باشد و انگيزۀ لازم براي مراجعه به آن را در وي ايجاد كنــد. بدين ترتيب، كتاب «جواهر الكلام» در بين طلاب جوان نيز احيا مي شود.

با چنين رويكردي، گروه فقه دانشگاه علوم اسلامي رضوي تحت اشراف حضرت آية الله العظمي سيدمحمود هاشمي شاهرودي(دام ظلّه) تدوين كتابي جديد را با عنوان «فقه الجواهر؛ المنتقي من جواهر الكلام» برنامه ريزي كرد. در اين كتاب سعي بر آن است كه نكات مثبت كتاب «الروضة البهية» حفظ شود و امتيازات ذيل بدان افزوده شود:
  •  افزودن برخي فروعات پُركاربردتر، در مقابلِ حذف مباحثِ كم اهميت.
  •  حذف مسائل و نظريه هايي كه امروزه در ميان فقيهان جايگاهي ندارد.
  •  ارائۀ مباحث همراه با تقسيم بندي و عنوان گذاري، به منظور تسهيل در فهم.
  •  بيان ادله، متناسب با سطح فراگيران. اين ويژگي، كتاب را از سطح بيان رساله اي مسائل، خارج نموده، و آن را به كتابي نيمه استدلالي تبديل كرده است.
  •  مهم تر آنكه، كتاب پيش رو، نسبت به شرح لمعه اين مزيت مهم را دارد كه: ناظر بر 300 سال تطورِ بيشترِ مباحث فقه و آراي فقهاست. اين مزيت نيز دليل رجحان آن بر شرح لمعه است.
  •  همچنين، كتاب حاضر به دليل گزينش از جواهر الكلام، گونه اي ديگر از آن محسوب مي شود كه بيانگر نظريه هاي علمي نويسندۀ بزرگوار آن است، و مقبوليت جواهر الكلام به پذيرش عمومي كتاب حاضر نزد استادان و بزرگان كمك خواهد كرد.
  •  انتخاب اين كتاب به عنوان متني درسـي، باعث پيوند و ارتباط طلبه با متون قديمي حوزه، و نيز سبب آشنايي با آراي فقهاي پيشين در طول تاريخ هزارسالۀ فقه مي گردد.

از امتيازات كتاب حاضر اين است كه محصول كار گروهي، و نظارت و ارزيابي هاي متعدد است. اين مزايا متن جديد را قابل اعتمادتر از ساير متون جايگزيني ساخته كه به وسيلۀ يك نفر نگاشته شده اند.

اين كتاب - به لطف الهي - در شش جلد ارائه مي شود. كتاب حاضر، اولين جلد از اين سري است كه در بردارندۀ «كتاب الطهارة» است. شايان يادآوري است كه در تنظيم و نگارش كتاب حاضر، عبارات شرايع، به صورت سياه (Bold) در متن مشخص گرديده است.
 
 ب. آشنايي با نويسندۀ جواهر الكلام

مرحوم محمدحسن نجفي، معروف به «صاحب جواهر» از دانشمندان و فقيهان بزرگ شيعه است.[4] سال تولد وي قبل از 1200 هجري قمري تخمين زده شده است.[5]وي دروس مقدماتي را نزد شيخ حسن محيي الدين عاملي نجفي فراگرفت كه عالمي فاضل بود و بر فقه احاطۀ فراواني داشت.[6] بعدها ايشان از اساتيد بنامي چون شيخ جعفر كاشف الغطاء، شيخ موسى كاشف الغطاء، علامه سيدمهدى بحرالعلوم، سيدجواد عاملى (صاحب مفتاح الكرامه)، و سيدمحمد مجاهد (صاحب مفاتيح) بهره برد كه تمامي آنها از شاگـردان مرحــوم وحيد بهبهانــي بودند.

1. شاگردان

صاحب جواهر پس از خوشه چيني از معارف بلند ديني و بهره بردن از بزرگان شيعي، به تدريس دروس حوزوي همت گمارد و از درياي دانش خود، جواهر گران بهايي به حوزه هاي علميه عرضه كرد و شاگرداني بنام را تربيت كرد كه منشأ آثار و بركات عظيمي گشتند. شيخ آقابزرگ تهرانى در اين زمينه مى نويسد: «صاحب جواهر اين امتياز را نيز بر ديگر عالمان داشت كه عموم شاگردانش از علماى بزرگ و سرشناس بودند و در محضر درس او جمع فراوانى تربيت شده، در گوشه و كنار جهان پخش گرديدند و بعد از او مقام مرجعيت يافتند و بر كرسى فتوا نشستند، كه عدد آنان زياد، و شمارش آنان كار مشكلى است». برخي از شاگردان صاحب جواهر عبارت اند از:[7]
  •  سيدحسين ترك
  •  شيخ جعفر شوشترى
  • -شيخ محمد فاضل ايروانى
  •  ميرزا حبيب الله رشتي
  •  شيخ محمد حسن آل يس
  • -سيدحسن مدرس اصفهانى
  • -شيخ محمد حسن مامقانى
  •  شيخ محمد حسين كاظمى
  •  شيخ عبدالحسين شيخ العراقين تهرانى


 2. آثار علمي و خدمات اجتماعي

آثار علمي صاحب جواهر به تربيت شاگردان محدود نمي شود، بلكه تأليفات متعددي نيز دارند كه در زمرۀ مجاهدت هاي علمي اين عالم بزرگوار شمرده مي شود؛ از جمله:

- نجاة العباد في يوم المعاد؛ مجموعه اي از رساله هاي علميه و فتاواي ايشان كه براي مقلدان خويش تأليف نمود. بعدها اين كتاب - همانند كتاب «العروة الوثقي» -مبناي كار فقها در نقل فروعات و بيان فتاوا قرار گرفت.

- رساله اي در اقتضاي نهي براي فساد.
- كتابي در اصول (اين كتاب در حادثه اي از بين رفته است).
- جواهر الكلام. اين اثر، فاخرترين اثر ايشان است.

مرحوم شيخ محمدحسن نجفي افزون بر كارهاي علمي، به خدمات اجتماعي هم توجه داشت. يكي از اين خدمات، احداث كانالي عظيم بود كه آب را از رود فرات به نجف اشرف منتقل مي كرد تا شهر نجف كه قرن ها از بي آبي رنج مي برد، سيراب گردد. احداث گلدستۀ مسجد كوفه و بارگاه و صحن مسلم بن عقيل نيز از ديگر يادگارهاي صاحب جواهر است.

 3. آشنايي با عصر صاحب جواهر

عصر صاحب جواهر به لحاظ علمي، اجتماعي و سياسـي، شرايط ويژه اي داشت كه آشنايي با آن مي تواند در تحليل آرا و نظريات وي مؤثر باشد.

از شاخص هاي مهم علمي آن دوران، تقابل تفكرات اخباري، شيخي و اصولي است كه وجود برخي بزرگان در سطوح كلان اين تفكرات، اين تقابل را جدي و پررنگ كرده بود. در آن زمان، به دليل تلاش هاي علماي پيشين، حوزۀ علميۀ نجف به ويژه در زمينۀ فقه، اصول و ادبيات، دوران پرشكوهي را مي گذراند. كتاب هايي مانند كشف الغطاءِ شيخ جعفر نجفي ، مفتاح الكرامۀ عاملي ، قوانينِ ميرزاي قمي، رياض المسائلِ سيد علي طباطبائي و الدرة النجفيۀ بحر العلوم ، ثمرۀ اين تلاش ها بوده است.

اما در بعد اجتماعي، عصر صاحب جواهر وضعيت نابساماني داشت: جهل و ناداني، شرايط ناگوار بهداشتي مانند شيوع بيماري وبا و طاعون و نيز اختلافات و درگيري هاي اقوام و گروه هاي مختلف، شرايط بسيار دشواري را در جامعۀ آن زمان به وجود آورده بود.

اوضاع و احوال سياسـي آن زمان نيز قابل توجه است. حكومت در عراق به دست دولت عثماني بود و مذهب رسمي آنان، مذهب خلفاي عامه؛ و در مقابل و همسايگي آن، حكومت ايران بود كه در دست سلسلۀ قاجاري قرار داشت و مذهب رسمي آن، تشيع بود. در چنين شرايطي، طبيعي است كه رونق گرفتن فقه امامي، تنش ها و مسائل فراواني در پي داشت. تقريباً هم زمان با چنين اوضاعي، فرقۀ ضالۀ وهابيت نيز به وسيلۀ محمد بن عبد الوهاب (م 1206ق) تأسيس شد و تحركات نظامي و وحشيانۀ آنان در عتبات مقدسه به اوج رسيد. فقيهان امامي همچون صاحب جواهر با چنين شرايط علمي، اجتماعي و سياسـي، به تعميق و گسترش فقه شيعي پرداختند و آثار متعددي چون مفتاح الكرامه و جواهر الكلام را خلق كردند.

 4. وفات

ماه رجب سال 1266 قمري، روزهاي آخر عمر بابركت مرحوم صاحب جواهر بود. در يكي از روزها كه وي در بستر بيماري بود، از علماي نجف خواست تا نزدش جمع شوند. بسياري از علما حاضر شدند. صاحب جواهر با نگاه خويش در جستجوي شيخ مرتضــي انصاري بود، اما او را نيافت. حاضران خواستِ صاحب جواهر را به شيخ مرتضــي منتقل كردند و او خود را بر بالين اين عالم فرزانه رساند و در توضيح علت غيبت خويش گفت: رفته بودم مسجد سهله براي بهبود حال شما دعا كنم. صاحب جواهر در حضور ساير علما به شيخ مرتضــي فرمود: «زمام امور دينى را كه به من مربوط مى شود، بعد از خود به شما مى سپارم و اين نزد شما امانتى الهى است. پس از من، شما مرجع تقليد شيعيان خواهيد بود. سعى كنيد زياد جانب احتياط را نگيريد. احتياط زياد، زحمت امت اسلامى را فراهم مى سازد و دين اسلام، دين جامع و سهل است».

اين انتخاب صاحب جواهر، از جهات مختلف قابل توجه است: جهت اول، شايسته سالاري صاحب جواهر است كه با وجود شاگردان برجستۀ فراواني كه خود داشت، كسـي را براي پس از خود معرفي مي كند كه از شاگردان وي شمرده نمي شود؛ چه اينكه شيخ انصاري، در درس صاحب جواهر، شركت مي كرد، ولي علت شركت وي را بهره بردن از بركات معنوي كلاس و تيمن و تبرك دانسته اند، نه استفادۀ علمي. به همين دليل نيز شيخ انصاري در تأليفات خويش از صاحب جواهر با عنوان «بعض المعاصرين» ياد كرده و تعابيري چون «استاذنا» به كار نبرده است.

صاحب جواهر با آينده نگري و اخلاص خويش خدمت خود را در اواخر عمر به مكتب ناب تشيع تكميل نمود و سرانجام اين فقيه ژرف انديش، پس از عمري بابركت، در تاريخ يكم شعبان المعظم سال ۱۲۶۶ هجري قمري در نجف اشرف چشم از جهان فروبست. وي در محلۀ «العمارة» در شهر نجف اشرف به خاك سپرده شد. اكنون بر آرامگاه وي گنبدي بنا شده و مردم از دور و نزديك به زيارت وي نائل مي شوند.
Section 1.03 ج. آشنايي با كتاب جواهر الكلام

«جواهر الكلام» كتابي مشروح و استدلالي در فقه شيعه است كه در قرن سيزدهم هجري قمري و به زبان عربي نگاشته شده است. اين كتاب، شرحي مزجي و گسترده بر كتاب «شرايع الاسلام» محقق حلي (م 676 ق) است. گستردگي و جامعيت اين كتاب در فروعات و نظريات فقهي به گونه اي است كه محدث قمي نسبت آن را با ساير كتاب هاي فقهي همانند نسبت كتاب بحارالانوار علامۀ مجلسـي نسبت به كتاب هاي حديثي مي داند.[13]

مؤلف، تمامي ابواب فقهي را به چهار بخش كليِ «عبادات»، «عقود»، «ايقاعات» و «احكام» تقسيم كرده و در هر موضوع فروعات متعددي را مطرح نموده است. اين كتاب ارزشمند از ابعاد مختلف قابل استفاده است كه به برخي از آنها فهرست وار اشاره مي كنيم:
 
  •  چگونگي استنباط احكام فقهي از آيات و روايات.
  • -نقل اقوال و آراي فقيهان متقدم، متأخر و برخي از فقيهان هم عصر مؤلف.
  •  نقل اقوال فقيهان ديگر مذاهب، مانند زيديه، و برخي از فقهاي بزرگ اهل تسنن، مانند ابوحنيفه و شافعي.
  •  پرداختن به برخي مسائل غيرفقهي مانندِ مسائل قرآني، حديثي، اصولي، ادبي، راه هاي تشخيص قبله، زاويۀ انحراف قبلۀ شهرهاي مختلف اسلامي، عادات و سنت هاي متداول آن عصر، حوادث مهم آن زمان (نظير شيوع بيماري طاعون).

صاحب جواهر معمولاً در ابتداي هر بحث، نخست به تبيين لغوي، عرفي و اصطلاحي معناي واژگان اصلي مي پردازد، سپس با توجه به عبارات محقق اول كه به صورت مزجي آورده، مباحث و فروعات مختلف را مطرح مي كند. ايشان به آرا و نظرات فقهاي پيشين توجه ويژه اي دارد؛ از اين رو، در فروعات مختلف به بررسـي آنها مي پردازد و نظر خود را گاه در ابتدا، و گاه پس از بررسـي اقوال فقها در انتهاي مطلب مستدلاً بيان كرده است. در موارد فراواني فتاواي ايشان با نظرات فقهي محقق، تفاوت دارد.[14]

ديدگاه هاي شارحان شرايع، به ويژه آراي شهيد ثاني (متوفي965ق) در مسالك الافهام و سيد محمد بن علي موسوي عاملي (متوفي1009ق) در مدارك الاحكام بسيار نقل و نقد شده است . ايشان چه بسا براي آرايي كه آن را مردود دانسته، ادله اي فرضــي آورده و به تحليل و نقد آن پرداخته است. همچنين، گاه آرا و استدلال هايي را بدون ذكر قائلان آن نقل كرده [15] و گاه هيچ قائلي براي يك نظر نيافته است.[16] در موارد متعددي نيز صرفاً مردود بودن يك ديدگاه ، بدون ذكر دليل آن مطرح شده است .[17] در پاره اي موارد،[18] انتقاد صاحب جواهر از فقهاي پيشين يا معاصر خود، بسيار تند و صريح است .
 
 1. برخي ويژگي هاي كتاب جواهر الكلام
  •  گستردگي مباحث و فروعات فقهي به همراه نقل و نقد عالمانه آراء فقهاي بزرگ شيعه.
  •  بررسـي واژگان اصلي به لحاظ لغوي، عرفي و اصطلاحي.
  • -پرهيز از اِعمال دقت هاي عقلي- فلسفي در فرايند استنباط، و انتقاد از چنين استنباط هايي.
  • -طرح برخي مباحث فقهي كه مصنف آن را در كلمات ديگران نيافته است.
  •  پاسخ به مسائلي كه در زمان وي مطرح بوده است.
  •  بهره گيري از منابع متنوع در كتاب.
 2. جايگاه كتاب جواهر الكلام نزد عالمان شيعي

كتاب «جواهر الكلام» در منظر عالمان برجستۀ ديني همچون جواهري درخشيده است. عباراتي چون: «اثري بي نظير در تاريخ اسلام»،[22] «برترين شگفتي عصر خود» كه در توصيف اين كتاب بيان شده، گوياي اين حقيقت است.

مرحوم شيخ اعظم يك نسخه از كتاب جواهر الكلام را به ضميمۀ كتاب وسائل، و در پاره اي موارد، برخي از كتاب هاي نخستين را براي مجتهد كافي مي داند.[24]

امام خميني (ره) كتاب جواهر را چنين توصيف كرده اند:

«وقتى كه در متأخرين از علما ملاحظه مى كنيم، مى بينيم كه صاحب جواهر يك همچو كتابى نوشته است كه اگر صد نفر انسان بخواهند بنويسند شايد از عهده برنيايند و [اين كتاب در حالي نوشته شد كه شيخ محمدحسن نجفي] كاخ نشين نبوده... آن طور كه نقل مى كنند در آن وقتى كه ايشان اين كتاب را نوشته اند، سرداب در نجف نبوده؛ سرداب را شيخ انصارى از ايران براى نجف سوغات برده. يك منزل محقر داشتند و درِ يك اتاقشان باز بوده به يك دالانى- از قرارى كه نقل مى كنند - كه در آن هواى گرم نجف، يك نسيمى، نسيم داغى مى آمده است و ايشان مشغول تحرير جواهر بودند. از يك آدمى كه علاقه به شكم و شهوات و مال و منال و جاه و امثال اينها دارد، اين كارها برنمى آيد، طبع قضيه، اين است كه نتواند».

حضرت امام(ره) بارها بر سبك فقاهتي كتاب جواهر الكلام، تأكيد مي كرد. عبارات ذيل نمونه اي از آن است:

«من باز عرض مى كنم كه فقه را نبايد فراموش كرد. فقه به همان صورتى كه بوده است، بايد باشد. فقه جواهرى بايد تقويت شود».

«اين جانب معتقد به فقه سنتي و اجتهاد جواهري هستم و تخلف از آن را جايز نمي دانم. اجتهاد به همان سبك صحيح است؛ ولي اين بدان معنا نيست كه فقه اسلام پويا نيست، زمان و مكان دو عنصر تعيين كننده در اجتهادند».
 
 3. تاريخچۀ نگارش و ترتيب تدوين كتب فقهي و ابواب آن

برخي آغاز تأليف كتاب جواهر الكلام را سن 25 سالگي مؤلف آن و مدتي پيش از سال 1227 قمري مي دانند. بنا بر اين نظر، تأليف اين كتاب بيش از 30 سال زمان برده است.[28] دربارۀ ترتيب تدوين كتب فقهي جواهر و ابواب آنها - با توجه به تصريحات و قرايني كه در كتاب وجود دارد - مي توان پايان تأليف هر كدام را چنين بيان كرد:[29]

جلد 1 و 2: پيش از سال 1228 ق.
جلد 3: 1231 ق.
جلد 4 (احكام اموات و غسل هاي مستحبي): ربيع الثاني 1230 ق.
جلدي كه در آن احكام سجود مطرح شده تا ابتداي قواطع نماز (جلد 10): 1230 ق.
جلد 5 (جلد 16 از چاپ هاي 43 جلدي): 1231 ق.
ابتداي جلدهاي مربوط به نماز (احتمالاً جلد 7 و مابعدش از چاپ هاي 43 جلدي): 1235ق.
جلد مربوط به نماز جماعت تا پايان نماز مسافر (تقريباً از اواسط جلد 13 تا پايان جلد 14 از چاپ هاي 43 جلدي): 1236 ق.
ساير مباحث نماز (احتمالاً جلد 11 و 12 و بخشــي از جلد 13 از چاپ هاي 43 جلدي): 1236 ق.
كتاب نكاح (جلد 31 از چاپ هاي 43 جلدي): 14 ربيع الثاني 1247 ق.
كتاب قضاء (جلد 40 از چاپ هاي 43 جلدي): 5 جمادي الاولي 1250 ق.
كتاب الشهادات (جلد 41 از چاپ هاي 43 جلدي): پس از سال 1250 ق.
كتاب الديات (جلد 43 از چاپ هاي 43 جلدي): 23 رمضان 1254 ق.
كتاب الحجّ ( اواسط جلد 17 تا پايان جلد 20 از چاپ هاي 43 جلدي): 26 رمضان 1256 ق.
كتاب الجهاد تا پايان نهي از منكر (جلد 21 از چاپ هاي 43 جلدي): 26 جمادي الثاني 1257 ق (اين كتاب، آخرين كتاب فقهي جواهر الكلام است كه مرحوم نجفي تأليف كرده است).
تاريخ تأليف ساير مجلدات يافت نشد.
 
 4. هدف از نگارش

برخي محققان، هدف اصلي تدوين كتاب جواهر الكلام را در آغاز نگارش، استفادۀ شخصــي مؤلف ذكر كرده و گفته اند: او در پي تنظيم يادداشت هايي بوده است تا در مباحث مختلف به آن مراجعه كند.

اما اينكه چرا مؤلف، كتاب شرايع را به عنوان متن محوري كتابش برگزيده است، در مقدمه، ويژگي هاي كتاب شرائع را دليل آن دانسته است. امتيازاتي مانندِ جامعيت ، دقت و استحكام مباحث و نيز توجه ويژۀ فقيهان به آن .

به نظر مي رسد مرحوم نجفي در ادامۀ كار، به بهره مندي ديگران از كتاب شرايع نيز توجه داشته است؛ چراكه در مقدمه، اهدافي ديگر را براي انتخاب كتاب شرايع، اضافه كرده كه بيانگر توجه وي به اين امر است. برخي از اين اهداف، عبارت اند از: پرده برداري از قواعد كتاب شرايع، استخراج گنجينه ها و رمزگشايي از دقت هاي پنهان آن، توضيح چگونگي تطبيق مسائل بر قواعد، تبيين اشتباهات شارحان، بيان اقوال فقيهان و مستندات آنها براي ديگران.
 
 5. ادلۀ مورد استناد در كتاب جواهر الكلام

مرحوم نجفي در فرايند استنباط احكام از دلايل مختلفي بهره جسته است. مهم ترين اين دلايل عبارت اند از: قرآن، سنّت، اجماع منقول و مُحصَّل ، شهرت فتوايي، سيرۀ متشرعه ، بناي عقلا، اصول عمليه، ضروري دين ، ضروري مذهب، اجماع مسلمين، اجماع مُركّب، عرف، قواعد فقهي .

چند نكته دربارۀ ادلۀ مورد استناد در جواهر شايان ذكر است:

    1. توجه صاحب جواهر به آرا و نظرات ساير فقيهان، فراوان است؛ به گونه اي كه در نگاه وي، ضعف سندي پاره اي از روايات به وسيلۀ اجماع و شهرت جبران مي شود جايگاه شهرت فتوايي در كلام وي به اندازه اي است كه برخي وي را «لسان المشهور» ناميده اند.
    2. مرحوم نجفي به آراي فقيهان گذشته در استنباط احكام فقهي، توجه ويژه اي دارد، اما در بحث موضوع شناسـي و موضوعات عرفي، براي آراي آنان شأني قائل نيست. در نگاه وي، شناسايي موضوعات عرفي را بايد به عرف واگذار كرد.
    3. از مستندات صاحب جواهر، مذاق شرع و شريعت يا مذاق فقاهت است. مصنف در موارد فراواني با استناد به مذاق شريعت و يا عباراتي از اين دست، دربارۀ احكام اظهارنظر مي كند.
 
6. آراي فقهي و اصولي

برخي از آراي صاحب جواهر در برخي مباحث فقهي و اصولي در ميان ساير فقيهان، برجستگي خاصـي دارد؛ از جمله:
  •  اجتهاد براي قاضي، شرط نيست.
  •  قاضــي غيرمجتهد بايد در قضا از اعلم تقليد كند.
  •  در تحقق عقد بيع، تقابض كافي نيست و به طور كلي، معاطاة در معاملات گوناگون جريان ندارد.
  • ولايت و اختيارات فقيه گسترده است.
  •  تسامح در ادلۀ سنن، جايز است.
 7. منابع مورد استفاده

منابعي كه در جواهر الكلام، استفاده شده بسيار گسترده است. مرحوم نجفي گاه به صورت مستقيم و گاه باواسطه، از اين منابع بهره برده است. برخي تعداد اين منابع را 551 كتاب دانسته اند.[40] موضوعات متنوعي همچون قرآن، فقه، اصول، كلام، تاريخ، حديث و ادب در ميان منابع اين كتاب ديده مي شود؛ از جمله:
  •  منابع فقهي: الحدائق الناضره، مشارق الشموس ، رياض المسائل .
  •  منابع اصول فقه: الذريعه، عُدّة الاصول .
  •  منابع آيات الأحكام: فقه القرآن ، كنز العرفان .
  • -منابع تفسيري: التبيان ، مجمع البيان ، الكشاف .
  •  منابع حديثي: الكافي، من لا يحضره الفقيه، تهذيب، استبصار، بحار الانوار، وسائل الشيعه.
  • منابع لغت: كتاب العين ، تهذيب اللغة، الطراز، مجمع البحرين ، المصباح المنير.
 8. شروح و حواشــي جواهر الكلام

جايگاه جواهر الكلام ميان فقيهان امامي، پژوهش هايي چون شرح و حاشيه نويسـي حول آن، به دنبال داشته است؛ از جمله:

«الدرّ الباهر في مقتنيات الجواهر» از سيد جمال الدين دين پرور. اين كتاب، تلخيصــي از بخش طهارت و قسمت هايي از صلاتِ كتاب جواهر است.

«خلاصة الجواهر مع البيان الزاهر» از سيد مرتضــي حسيني فيروزآبادي. در اين كتاب، متن و شرح مسائل منتخب از بحث هاي طهارت تا پايان زكاتِ كتاب جواهر، مطرح شده است.

«الانصاف في تحقيق مسائل الخلاف» تأليف شيخ محمد طه نجف. در اين كتاب، حاشيه هايي بر بعضي ابواب مانند بيع، رهن تا مباحث قضا مشاهده مي شود.

«بحر الجواهر» اثر علي بن محمد باقر بروجني. در اين كتاب 4 جلدي، به ابوابي چون ضمان، حواله، جهاد، وصايا و بيع پرداخته شده است.

«حاشيه بر خمس جواهر»، اثر سيد ابوتراب خوانساري.

«حاشيه اي مختصر بر جواهر الكلام»، تأليف حاج ملاعلي كني.

«رسالة في المهور». اين كتاب، تأليف سيدحسين طباطبايي بروجردي است كه به بحث مهريه پرداخته و حاشيه اي بر دو كتاب شرايع و جواهر است.

«آيات الأحكام في جواهر الكلام»، نوشتۀ صاحب علي محبّي.

«معجم جواهر الكلام»، كاري از محققان مؤسسة دائرة المعارف فقه اسلامي. اين اثر در 6 مجلد به چاپ رسيده است. اين مجموعه با مدخل «أئمة»، آغاز و با مدخل «يوم الشك» خاتمه مي يابد.

«التعريف بمصادر الجواهر». اين كتاب به وسيلۀ جمعي از محققان و با هدف معرفي منابع جواهر الكلام تدوين شده است. محققان بدين منظور، پس از شناسايي منابع مزبور، ويژگي هاي زير را براي هر منبع، معرفي كرده اند:

نام كتاب، نام نويسنده، سال ولادت و وفات نويسنده، موضوع كتاب، نام ناشر كتاب (اگر چاپي باشد)، نام كتابخانه (اگر خطي باشد).

«البدر الزاهر في تراجم اعلام كتاب الجواهر». ناصر كرمي در اين كتاب به معرفي شخصيت هاي مطرح شده در كتاب جواهر پرداخته است.

«جواهر الكلام في ثوبه الجديد». اين كتاب، تنظيم ديگري از جواهر الكلام است؛ به اين ترتيب كه فروعات فقهي و نظريه هاي محقق و صاحب جواهر در متن اصلي و ادله و نيز اقوال ساير فقيهان به صورت پاورقي آمده است.
Section 1.04 د. شيوۀ تدوين كتاب حاضر

در تدوين كتاب «فقه الجواهر» ضوابطي در نظر گرفته شد كه توجه به آن براي اساتيد محترم و طلاب عزيز ضروري است:

مي دانيم كتاب «جواهر الكلام» كتابي مزجي است و صاحب جواهر، عبارات خود را با بهره گيري از عبارات كتاب شرايع به صورت تركيبي مزجي ارائه كرده است. مصنّف در اين كتاب، نظر فقهي خود را مبنا قرار داده است و عبارات را به گونه اي تركيب مي كند كه در نهايت، بيانگر نظر فقهي خودش باشد، نه نظر صاحب شرايع. در كتاب «فقه الجواهر» نيز سعي بر اين بوده است كه بر نظر صاحب جواهر، تحفظ شود؛ اما به دليل گزينشــي بودن كتاب حاضر و خلاصه بودن آن نسبت به كتاب «جواهر الكلام»، عبارات كتاب شرايع - تنها در پاره اي از موارد - به لحاظ ادبي، كامل ارائه نشده است، كه به نظر مي رسد اين نوع از ارائه، لازمۀ چنين گزينشــي است.

گفتني است در كتاب حاضر، سعي بر اين بوده است چنانچه نظر آن بزرگوار بر خلاف نظر مشهور باشد، نظر مشهور نيز - افزون بر نظر صاحب جواهر - از ميان اقوال مطرح شده در كتاب، گزينش و ارائه شود.

صاحب جواهر در بسياري از موارد براي مطلبي، چند دليل مي آورد، ولي در اين كتاب براي رعايت سطح مخاطبان و پرهيز از طولاني شدن و... تنها برخي از دلايل آورده شد. بديهي است براي دستيابي به دلايل بيشتر، مي توان به كتاب جواهر الكلام، مراجعه كرد.

به منظور تسهيل در فهم محتوا، براي ارائۀ برخي مطالب از شماره گذاري، علامت گذاري و تقسيم بندي، استفاده شده است.

مبناي عبارات كتاب «فقه الجواهر» و ارجاعات آن، كتاب «جواهر الكلام في ثوبه الجديد» است. با وجود اين، در برخي موارد توضيح يا آدرسـي جديد، در حد نياز اضافه شده است.

با توجه به گزينشــي بودن كتاب حاضر، در مواردي كه جابه جايي عبارت به فهم مطلب كمك مي كرد، جابه جايي انجام شده است. به عبارت ديگر، در جا به جايي عبارات - با حفظ منظور نويسنده - محدوديتي مدنظر نبوده است.

مطالب گزينش شده به لحاظ دشواري و آساني در دو سطح تنظيم شده است. كتاب الصلاة نسبت به ساير كتاب ها دشوارتر است و مي تواند طلبه را براي ورود به كتاب عميق و استدلالي مكاسب آماده كند؛ لذا پيشنهاد مي شود كتاب الصلاة به عنوان آخرين كتاب درسـي از اين مجموعه، تدريس شود.

در كتاب جواهر الكلام و در ابواب مختلف، مستحبات و مكروهات فراواني آمده است كه در كتاب حاضر براي اختصار، برخي از آنها حذف شده است. از اين رو، مي توان طلاب عزيز را براي آشنايي بيشتر با آن آداب، به جواهر الكلام يا كتب ديگر ارجاع داد.

گروه فقه دانشگاه علوم اسلامي رضوي